امام عصر عاشورا



جای آن دارد که بارد آسمان خون بر زمین در عزای سیّد سجّاد، زین العابدین
آنچه او دید از جفای کوفیان و شامیان کافرم گر هیچ کس دیده است ظلمی این چنین
سی و شش سال از پس قتل پدر در کربلا روز و شب کاری نبودش غیر زاری و غمین
گاه برنی جلوه گر دیدی سر پاک حسین گاه خوردی تا زیانه از غلامان حَصین
خویش را از اهل دین خواندند آن بی دین گروه وانگهی بستند در زنجیر کین، سلطان دین

بیست و پنجم ماه محرّم، بنا به روایتى كه شاید روایت و قولِ قوى ‏تر هم باشد وفات امام چهارم حضرت سجّاد (علیه الصّلاة و السّلام) است. آن بزرگوار، تقریباً سى و چهار سال بعد از حادثه‏ ى كربلا، در محیط اسلامى آن روز زندگى كرد و این زندگى، از همه جهت یكى از زندگیهاى پر از درس است، كه اى‏ كاش كسانى كه از كیفیّات عالى این زندگى آگاهى دارند، آن را براى مردم، براى مسلمین و حتّى براى غیر مسلمانان تشریح مى‏ كردند، تا معلوم مى‏ شد كه چگونه چهارمین امام بزرگوارِ ما، بعد از حادثه‏ ى عاشورا كه ضربه‏ ى عظیمى بر پیكر اسلام ناب و راستین بود، توانست یك‏ تنه بایستد و مانع از ویران شدن بناى دین شود. اگر تلاشهاى امام سجّاد (علیه الصّلاة و السّلام) نبود، شهادت امام حسین (علیه الصّلاة و السّلام) ضایع شده بود و آثار آن نمى‏ماند. سهم امام چهارم، سهم عظیمى است.

سهم عظیم وارثان عاشورا

در زندگى امام چهارم، چند رشته كار وجود دارد كه یكى از آن‏ها، همین رشته‏ ى اخلاق است. یعنى تربیت و تهذیب اخلاق جامعه‏ ى اسلامى. اگر زینب كبرى (سلام‏ الله ‏علیها) و امام سجّاد (صلوات الله علیه) در طول آن روزهاى اسارت چه در همان عصر عاشورا در كربلا و چه در روزهاى بعد در راه شام و كوفه و خود شهر شام و بعد از آن در زیارت كربلا و بعد عزیمت به مدینه و سپس در طول سالهاى متمادى كه این بزرگواران زنده ماندند مجاهدات و تبیین و افشاگرى نكرده بودند و حقیقت فلسفه‏ ى عاشورا و هدف امام حسین بن على (علیه الصّلاة و السّلام) و ظلم دشمن را بیان نمى‏ كردند، واقعه‏ ى عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل باقى نمى‏ ماند.

چرا امام صادق (علیه الصّلاة و السّلام) طبق روایت فرمودند كه هركس یك بیت شعر در باره ‏ى حادثه‏ ى عاشورا بگوید و كسانى را با آن بیت شعر بگریاند، خداوند بهشت را بر او واجب خواهد كرد؟

 چون تمام دستگاه‏هاى تبلیغاتى، براى منزوى كردن و در ظلمت نگهداشتن مسأله‏ ى عاشورا و كلًا مسأله ‏ى اهل بیت(علیهم السّلام)، تجهیز شده بودند تا نگذارند مردم بفهمند چه شد و قضیه چه بود. تبلیغ، این‏گونه است. آن روزها هم مثل امروز، قدرتهاى ظالم و ستمگر، حداكثر استفاده را از تبلیغات دروغ و مغرضانه و شیطنت‏ آمیز مى‏ كردند. در چنین فضایى، مگر ممكن بود قضیه‏ ى عاشورا كه با این عظمت در بیابانى در گوشه‏ یى از دنیاى اسلام اتفاق افتاده با این تپش و نشاط باقى بماند؟ یقیناً بدون آن تلاشها، از بین مى ‏رفت.

امام سجّاد (علیه ‏السّلام) به تعلیم و تغییر اخلاق در جامعه‏ ى اسلامى كمر بست. چرا؟ چون طبق تحلیل آن امام بزرگوار، بخش مهمّى از مشكلات اساسى دنیاى اسلام كه به فاجعه‏ ى كربلا انجامید، ناشى از انحطاط و فساد اخلاق مردم بود. اگر مردم از اخلاق اسلامى برخوردار بودند، یزید و ابن زیاد و عمر سعد و دیگران نمى‏ توانستند آن فاجعه را بیافرینند

آنچه این یاد را زنده كرد، تلاش بازماندگان امام حسین بن على (علیه ‏السّلام) بود. به همان اندازه كه مجاهدت حسین بن على (علیه‏ السّلام) و یارانش به عنوان صاحبان پرچم، با موانع برخورد داشت و سخت بود، به همان اندازه نیز مجاهدت حضرت زینب (علیه االسّلام) و مجاهدت امام سجّاد (علیه ‏السّلام) و بقیه‏ ى بزرگواران، دشوار بود. البته صحنه آن‏ها، صحنه ‏ى نظامى نبود؛ بلكه تبلیغى و فرهنگى بود. ما به این نكته‏ ها باید توجه كنیم.

امام سجّاد (علیه ‏السّلام) به تعلیم و تغییر اخلاق در جامعه‏ ى اسلامى كمر بست. چرا؟ چون طبق تحلیل آن امام بزرگوار، بخش مهمّى از مشكلات اساسى دنیاى اسلام كه به فاجعه ‏ى كربلا انجامید، ناشى از انحطاط و فساد اخلاق مردم بود. اگر مردم از اخلاق اسلامى برخوردار بودند، یزید و ابن زیاد و عمر سعد و دیگران نمى ‏توانستند آن فاجعه را بیافرینند. اگر مردم آن‏طور پست نشده بودند، آن‏طور به خاك نچسبیده بودند، آن‏طور از آرمان‏ها دور نشده بودند و رذایل بر آن‏ها حاكم نمى‏ بود، ممكن نبود حكومتها و لو فاسد باشند؛ و لو بى‏دین و جائر باشند بتوانند مردم را به ایجاد چنان فاجعه‏ ى عظیمى؛ یعنى كشتن پسر پیغمبر و پسر فاطمه‏ ى زهرا (سلام ‏الله ‏علیها) وادار كنند. مگر این شوخى است؟! یك ملت، وقتى منشأ همه ‏ى مفاسد خواهد شد كه اخلاق او خراب شود. این را امام سجّاد (علیه الصّلاة و السّلام)، در چهره‏ ى جامعه ‏ى اسلامى تفحّص كرد، و كمر بست به اینكه این چهره را از این زشتى پاك كند و اخلاق را نیكو گرداند. لذا، دعاى «مكارم الاخلاق» دعاست؛ اما درس است. «صحیفه‏ ى سجادیه» دعاست؛ اما درس است.

چهارمین امام بزرگوارِ ما، بعد از حادثه‏ ى عاشورا كه ضربه‏ ى عظیمى بر پیكر اسلام ناب و راستین بود، توانست یك‏ تنه بایستد و مانع از ویران شدن بناى دین شود. اگر تلاشهاى امام سجّاد (علیه الصّلاة و السّلام) نبود، شهادت امام حسین (علیه الصّلاة و السّلام) ضایع شده بود و آثار آن نمى‏ ماند

امیر در نگاه زینت عابدان

 امیر المۆمنین علی(علیه الصّلاة و السّلام) را نمى‏ شود این‏گونه شناخت؛ مگر انسان با این مقایسه‏ ها قدرى احساس كند كه او چه بود. امام سجّاد (علیه ‏السّلام) در مقابل یكى از اصحابش كه به او عرض كرد: یا ابن رسول اللّه! شما این قدر به خودتان فشار مى‏ آورید، زحمت مى ‏دهید، عبادت مى ‏كنید و زهد مى ‏ورزید، این‏گونه زهد ورزیدن و این قدر به نفس خود فشار آوردن، آخر چرا؟ قدرى به جسم و نفس خودتان رحم كنید. امام سجّاد(علیه ‏السّلام) گریه كرد و گفت: مرا با امیر المۆمنین مقایسه كن، ببین من كجا و امیر المۆمنین كجا؟

توجّه كنید؛ او زین العابدین است.

شخصیت امام سجّاد(علیه ‏السّلام) از آن شخصیتهاى دست نیافتنى است. نه اینكه فقط در عمل دست نیافتنى است، حتّى در ذهن هم دست نیافتنى است. از آن خورشیدهاى تابانى است كه ما فقط مى‏ توانیم شعاعش را از دور ببینیم. او وقتى‏ كه به امیر المۆمنین(علیه الصّلاة و السّلام) نگاه مى‏ كند، با آن چشم تعظیم و تجلیلى نگاه مى‏ كند كه بچه‏ ى كوچكى به یك قهرمان بزرگ مى‏ نگرد. امیر المۆمنین(علیه الصّلاة و السّلام) این‏گونه است. این امیر المۆمنین، با این عظمت است.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

 _______________________________________

 ‌