تجربه مديريتي و چگونگي مستند سازي آن
تجربه مديريتي توصيفي است از يک موقعيت واقعي شامل يک تصميم، چالش، فرصت، مساله
” تجربه مديريتي و چگونگي مستند سازي آن“
مفهوم تجربه
تجربه مديريتي توصيفي است از يک موقعيت واقعي شامل يک تصميم، چالش، فرصت، مساله و يا يک موضوع خاص که فرد يا افرادي در يک سازمان با آنها مواجه هستند. معمولا تجربه مديريتي خواننده را وا ميدارد تا خود را در نقش تصميم گيرنده ذکر شده قرار دهد. تجارب مديريتي در واقع توصيفي از يک موقعيت مديريتي است که افراد در آن موقعيت درگير يک موضوع پيچيده و خاص هستند و مجبورند بر سر دو راهي تصميم بگيرند. طبقه بندي هاي مختلفي براي تجارب انجام شده است. اين طبقه بنديها بر حسب هدف، شکل يا منابع اطلاعاتي هستند.
• بر حسب هدف، تجارب مبتني بر تصميم در مقابل تجارب توصيفي قرار دارند.
• بر حسب شکل، تجارب تبييني در برابر تجارب اکتشافي جاي مي گيرند.
• و بر اساس منابع اطلاعاتي، تجارب تحقيقي در مقابل تجارب عمومي طبقه بندي مي گردند.
عموما مديران مياني و مديران ارشد سازمانها، مخاطبان اصلي متون تجارب مديريتي هستند که اين متون معمولا شامل متن و تصوير و جداول و نقل قولها تهيه مي شوند. مخاطبان ثانويه اين تجارب، متخصصين و کارشناسان موضوع مربوطه هستند. البته در همين جا بايد تاکيد نمود، همانطور که مستند سازي تجارب موفق مديريتي بسيار با اهميت است، تجربيات ناموفق نيز ارزش مستند سازي دارند. چرا که حداقل با بيان شکستها مخاطبان را از قرار گرفتن در راههايي که نتيجه لازم را به دنبال نخواهد داشت باز مي دارد. بنابراين تجارب مورد نظر ما تجاربي هستند که جنبه هاي مختلف يک مساله يا موضوع مديريتي را توضيح داده و تنها به توصيف موقعيت مساله اکتفا نميکنند. اين تجارب مي بايست شامل راه حلها و نتيجه حاصل از آن نيز باشند. از اين رو، خوانندگان با مطالعه يک تجربه مستند شده، در مي يابند که چگونه و چرا اين تجربه موفق يا نا موفق بوده است و مي توانند از آموزه هاي آن براي موقعيتهاي واقعي خود بهره بگيرند.
ويژگيهاي يک تجربه خوب تدوين شده
براي تجربه اي که به خوبي تدوين شده باشد و بتواند براي مخاطب جذابيت و باز آموزي لازم را داشته باشد، ويژگيهاي زيادي را مي توان بيان نمود. در ذيل، فهرست وار به ذکر برخي از اين ويژگيها مي پردازيم:
1. مشخص بودن هدف: يک تجربه مستند شده خوب بايد از ابتدا هدف را بصورت روشن بيان دارد.
2. مجذوب کردن خواننده از ابتدا
3. بالا بودن فرصتهاي يادگيري از آن
4. داشتن قدرت انعطاف: يعني بايد براي خوانندگان در سطوح مختلف مناسب باشد.
5. حرفي تازه براي گفتن داشتن
6. داشتن ساختار مناسب: موجز و روشن
7. " يک تجربه خوب شبيه پيچ گوشتي است" کاربرد اصلي مشخص است ولي کاربردهاي وسيع تري هم دارد: مانند باز کردن درب قوطي يا استفاده به عنوان چکش
8. مشغول کننده (درگير کننده) است.
9. حالت داستان گونه دارد: جزئيات رفتارها و تصميمات را ذکر مي کند ولي خط کلي داستان گم نميشود.
10. حالتي واقعي دارد: استفاده از نقل قولها، جداول، نمودارها و عدد و رقم.
11. قضاوت ذهني در متن تجربه وجود ندارد: " مدير در اين موقعيت تصميمي خردمندانه گرفت!!"
12. موضوع تجربه خيلي قديمي نيست.
13. تئوري پيشنهاد نمي کند ولي موضوعات پيچيده و بحث بر انگيز را مطرح مي کند.
14. ارتباط بين تئوريها و موضوعات تجربه در بخش تحليل ارائه مي شود نه در متن تجربه.
15. معمولاً در زمان گذشته و به صورت سوم شخص نوشته مي شود.
16. شامل اطلاعات زمينهاي و رنگ ولعاب واقعي است که خواننده را در متن قرار مي دهد.
17. شامل هنجارها، ديدگاهها و قضاوتهاي شخصي افراد درگير در تجربه است.
بايدها و نبايدها در تدوين تجربه
در تدوين يک تجربه چند بايد ونبايد را ذکر مي کنيم. بايدهايي که ما را در ارائه بهتر تجربه ياري مي دهد و نبايدهايي که ما را از اهدافمان دور مي کند.
1. بايد دانست که همه اطلاعات ذکر شده در تجربه ارتباط مستقيم با مسئله ندارند و بخشي از اطلاعات، زمينهاي هستند.
2. تجربه مي بايست مسيري روشن، منسجم و منطقي را طي نمايد.
3. مي بايد به تفاوت بين واقعيت و تفسير واقعيت اهميت داد.
4. مي بايست از منابع دست اول اطلاعاتي استفاده نمود.
5. بايد وقت کافي براي جمع آوري اطلاعات درست اختصاص داد.
6. بايد در صورت نياز، دانش تئوريک را گسترش داد.
7. مي بايست موافقت و اجازه سازمان مربوطه را براي انتشار و ذکر مطالب جلب نمود.
8. در متن تجربه مي بايست ديدگاهها، هنجارها و قضاوتهاي مديران و بازيگران کليدي ذکر گردد و نه ديدگاههاي نويسنده.
واما نبايدها که کنترل آنها در موفقيت تجربه تدوين شده اهميت زيادي دارد.
1. نبايد انتظار داشت يک تجربه فقط در چارچوب يک زمينه علمي مديريتي باشد يا بتوان آن را به خوبي در قالب يک تئوري يا مفهوم توضيح داد. واقعيت چند بعدي و پيچيده است.
2. نمي بايست در تعريف مسئله يا موضوع تجربه عجله کرد.
3. نبايد خيلي زود نتيجه گيري کرد.
4. نبايد اين احساس به نويسنده دست دهد که بايد تمامي موضوعات و حواشي را ذکر کند.
در مورد هر پاراگراف از خود بپرسيد" آيا واقعاً لازم است".
نوشته شده توسط : khodae
تاریخ ثبت مطلب : 3/7/1386 ساعت 11:13
تعداد بازدید : 1627
بازگشت